...

اتاق باز بدون تو مات و فرسوده 

وشیشه ای که پراست ازهزارتن دوده 

وشيشه ای که نيازی به پرده ديگرنيست

بخواب تو ی غزلهام تخت و آسوده

:«دِلِت نگيره نگی اين چه طرز لالاييست؛

هميشه طرز لالاگفتنُم همين بوده » 

(دو تا پرانتز بسته) دو پلک زيبا که...

دو تا گلوله ی مشکی هميشه آلوده

پر از گناه پر از جرمهای ريزو درشت

 که مدشده ست جديدآ دراين دومحدوده

و سگ دو ميزنم از صبح تا شب ...اما نه؛

غزل نميشود اين فکرهای بيهوده

سه چار مصرع سرطان گرفته ی بيمار

نشسته اند وسرگرم اولين توده...

...بخواب با تو نبودم بخواب لالا کن

که قصه گوی مريض تو سخت فرسوده 

                                                                 ...

 

/ 28 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
كمال مجاوري

پر احساس بود در لابه لايش ميشد عاطفه را به زيبايی حس کرد و... هميشه عاشق باشيد...

فری

سلام خانم کشاورزی. مناين غزلتون رو خوندم. الحق و انصاف به وزن و ...اين حرفها مسلطيد يعنی شعر در تسلطتان هست اما واقعا بايد فکری برای محتوا هم کرد. به نظر من شعر يک اتفاق نادر است و هر اتفاقی را نبايد شعر کرد. هر اتفاق عادی را راحت می شود نوشت تعريف کرد. شعر بايد روح آدم را تکان دهد. شمات که هم زمينه اش را داريد و هم استعداد حيف است فريب بازی های زبانی و مدرن بازی حضرات را بخوريد. يا علی و موفق باشيد

حجت خسروي

سلام.خسته نباشيد . غزلهای زيبايی بود ...... لينک شما اضافه شد ......به من هم سر بزنید خوشحال میشم. موفق و بهروز باشيد!

m.j.k

سلام. کارخوبی بود. لذت بردم.راستی ممنون که به بچه های تلخ سرزدی

فهيمه عباسي

با سلام. خيلي زيبا بود. سبز باشيد. خوشحال ميشم اگر رد پاتون رو روي خزان برگ سروده هام ببينم.

محمد مهدی آب پیما

سلام یه کم به این وبلاگ برس داره رسوب می شه

محمد مهدی آب پیما

نمی خوای وبلاگت رو به روز کنی؟