غزلهای...فعلاً

جمعه ٢۳ امرداد ،۱۳۸۳

بدون آمادگی

....

لحظه ای بود شبيه به وقتی که فروغ فاتح شد و خود را به ثبت رساند که من بدون هيچ آمادگی قبلی در (غزلهای...فعلآ) ثبت شدم .درست ۲۸ خرداد بود که من ۱۸ ساله شدم و اصلآ آمادگی نداشتم . من در تمام عمرم فقط يک سال به کلاس آمادگی رفته ام که درآن هم فقط برای به زمين زدن يک توپ قلقلی که احيانآ پدر يا مادرم به خاطر خوب نوشتن مشقهام به من هديه خواهند دادآمادگی پيدا کردم .من ۱۸سال است که بدون آمادگی قبلی دارم زندگی ميکنم.!!!!................................................................................

کوچکتر که بودم مثلآ توی همان کلاسی که تصميم کبرا را می خواندم خط خطی هام اسمی نداشتند. بزرگتر که شدم گفتند چيزی به نام شعر که بيشترش شبيه به غزل است را می کشم!................................................

من حالا ياد گرفته ام که بدون آمادگی قبلی به بقيه سلام کنم برای اينکه ۶۹ تا صواب ببرم چون سلام سلامتی می اورد!!!............................................. 

 سلام ... من اکنون در سلامت کامل بسر ميبرم ... همه ی ما ياد گرفته ايم که فقط برای نوشتن وصيت در سلامت کامل بسر ببريم ...نه ...من در نهايت بد حالی سلام ميکنم و سلامتم... (...تا بعد که با غزلهام می آيم...)

سعيده کشاورزی
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

  بهار آن است که خود ببوید/نه آنکه تقویم بگوید

 

سعید کشاورزی

سیما بازیار

بد مستی های یک امشاسپند

دختر نارنج و ترنج

اعظم ایزدی

علیرضا نسیمی

ققنوس

سوشیانت

علی ثابت قدم

غلامحسین انصاری

عباس حسنی

بهرام کمالی طیبی

اسماعیل موسوی

سید مهدی موسوی

هاشم کرونی

رضا نیرو

فرشید فرهمند نیا

رضا محمودی

پژك صفري

آرش شفاعی

داود هوشنگ

شهاب حاجتی

علی اصغر طاهری نیا

محمد رضا شالبافان

شش قبر دو نفره

عبد الرضا کوهمال جهرمی

سوشلیغا

امید نقوی

مجتبی صادقی

نوبت عاشقی

فریده دهداران

رامین خسروی

هانیه بلورچیان

حجت خسروی

داوود افشين پور

محمد بابامیری

امیر اکبر زاده

پاتوق شاطر

علیرضا آذر

مجتبی راد

ÛÛÛÛÛÛÛÛÛÛ

شعر خرامه

شعرستان فسا

غزل معاصر

شعر عاشورا

سیب بلاگ

شعر جهرم

شعر مرودشت

شعر گراش

غزل متفاوت

ÛÛÛÛÛÛÛÛÛÛ

گیلماخ

مانی ها

سخن

کلاغ

آینه

نغمه

لوح

هفت سنگ

کرگدن

پندار

کلوپ دوستی

ÛÛÛÛÛÛÛÛÛÛ